عشق فقط عشق علی رهبر فقط سید علی
عشق فقط عشق علی رهبر فقط سید علی
ولایت ، سیاسی ، فرهنگی ، شهدا ، تفریحی ، دل نوشته ، اطلاع رسانی

کدام دختر دانشجویی که حوصله ندارد عکسهای جنگ را ببیند و اخبار جنگ را بشنود، داغ آن دختران معصوم سوسنگرد، خواهران گل، آن گلهای ناز، آن اسوه‌های عفاف که هرکدام در پس رنجهای بیکران صحرانشینی و بیابانگردی، آرزوهای سالهای بعد را در دل می‌پروراندند، آن خواهران ماه، مظاهر شرم و حیا را بفهمد، که بی‌شرمان دامانشان را آلودند و زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند.

 کدام پسر دانشجویی می‌داند هویزه کجاست؟

چه کسی در آن کشته شد و در آن دفن گردید؟

چگونه بفهمد تانکها هویزه را با 120 اسوه، از بهترین خوبان له کردند و اصلاً چه می‌دانی که تانک چیست و چگونه سری زیر شنی‌های تانک له می‌شود؟

 آیا می‌توانید این مسئله را حل کنید؛ گلوله‌ای از دوشیکا با سرعت اولیه خود از فاصله 100 متری شلیک می‌شود و در مبدأ به حلقومی اصابت نموده و آن را سوراخ کرده و گذر می‌کند، معلوم نمایید:

-  سر کجا افتاده است؟

- کدام زن صیحه می‌کشد؟

- کدام پیراهن سیاه می‌شود؟

 - کدام خواهر بی برادر می‌شود؟

 - آسمان کدام شهر سرخ می‌شود؟

- کدام گریبان پاره می‌شود؟

 - کدام چهره چنگ می‌خورد؟

 - کدام کودک در انزوا و خلوت خویش اشک می‌ریزد؟

 یا این مسئله را که هواپیمایی با یک ونیم برابر سرعت صوت از ارتفاع 10 متری سطح زمین ماشین لندکروزی را که با سرعت در جاده مهران – دهلران حرکت می‌کند مورد اصابت موشک قرار می‌دهد؟ اگر از مقاومت هوا صرفنظر کنیم، معلوم کنید:

 - کدام تن می‌سوزد؟

 - کدام سر می‌پرد؟

- چگونه باید اجساد را از میان این آهن پاره له شده بیرون کشید؟


- چگونه باید آنها را غسل داد؟

 - چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم؟

- چگونه در تهران بمانیم و تنها، درس بخوانیم؟

 - چگونه می‌توانی درها را بر روی خودت ببندی و چون موش، در انبار کلمات کهنه کتاب لانه کنی؟

 - کدام مسئله را حل می‌کنی؟

 - برای کدام امتحان، درس می‌خوانی؟

 - به چه امیدی نفس می‌کشی؟

 - کیف و کلاسور را از چه پر می‌کنی؟

 از خیال.

 از کتاب.

از لقب شامخ دکتر.

 یا از آدامسی که مادرت هرروز صبح در کیفت می‌گذارد.

 - کدام اضطراب جانت را می‌خورد؟

 در رسیدن اتوبوس.

 دیر رسیدن سر کلاس.

 نمره A گرفتن.

 - دلت را به چه چیز بسته‌ای؟

 به مدرک.

 به ماشین.

 به قبول شدن در دوره فوق دکترا.

 آری پسرک دانشجو!

 به تو چه مربوط است که خانواده‌ای در همسایگی تو داغدار شده است.

 جوانی به خاک افتاده و خون شکفته.

 آری دخترک دانشجو!

 به تو چه مربوط که دختران سوسنگرد را به اشک نشاندند و آنان را زنده به گور کردند.

 در کردستان حلقوم کسانی را پاره کردند تا کدهای بی‌سیم را بیابند.

 به تو چه مربوط است که موشکی در دزفول فرود بیاید و به فاصله زمانی انتشار نوری، محله‌ای نابود شود و یا کارگری که صبح به قصد کارخانه نبرد اهواز از خانه خارج و دیگر بازنگشت و همکارانش او را روی دست تا بهشت اباد اهواز بدرقه کردند.

 به تو چه مربوط که کودکانی در خرمشهر از تشنگی مردند.

 هیچ می‌دانستی؟

 حتماً نه!

 هیچ آیا آنجا که کارون و دجله و فرات به هم گره می‌خورند به دنبال آب گشته‌ای تا اندکی زبان خشکیده کودکی را تر کنی؟

 و آنگاه که قطره ای نم یافتی با امیدهای فراوان به بالین کودک رفتی تا سیرابش کنی،اما دیدی که کودک دیگر آب نمی‌خواهد!!

اما تو، اگر قاسم نیستی، اگر علی اکبر نیستی، حرمله مباش که خدا هدیه حسین(علیه السلام) را پذیرفت.

 خون علی اصغر را به زمین باز پس نداد و نمی‌دانم که این خون، خون خدا، با حرمله چه می‌کند؟!

   والسلام

   «برای شادی روح این شهید بزرگوار صلواتی بفرستید»

منبع: www.mersad313.parsiblog.com


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:







...


طبقه بندی: <-CategoryName->
نوشته شده در تاریخ شنبه 21 / 6 / 1391برچسب:, توسط مسعود